الشيخ حسين الحقاني
61
شرح نهاية الحكمة ( فارسى )
خلاصهء درس سى و پنجم : واحد چون امر بسيطى است علّت آن نيز بسيط بوده ، معلول آن نيز بسيط مىباشد جهت آن اينكه لازمست بين علّت و معلول آن سنخيّت ذاتى موجود باشد و لازمهء اين قاعده اين است كه از علّت واحد جز واحد صادر نشود و از اينجا اشكالى در مورد عليّت خداوند بر موجودات توهّم مىشود كه علّت واحد بسيط مثل ذات واجب الوجود نمىتواند علّت موجدات كثير باشد . تفصيل مطالب بالا و پاسخ اشكال مزبور در متن درس ذكر شده مراجعه نمائيد . بر قاعدهء : واحد جز واحد از آن صادر نمىگردد ( الواحد لا يصدر عنه الّا الواحد ) سه امر متفرّع است : فرع اوّل : اينكه اگر در مواردى مشاهده گردد كه واحد از كثير صادر شده مىتوان آن را بجهات مختلف توجيه نمود . فرع دوّم : اينكه علل كثير جايز نيست در معلول واحد عمل كنند خواه بنحو اجتماع در عرض واحد باشد يا بنحو توارد . فرع سوّم : اينكه اگر كثير از واحد صادر شود واجب است كه در واحد غير از جهت وحدت مفروض جهت كثرتى وجود داشته باشد كه كثير از آن جهت مستند به واحد باشد تفضيل اين سه فرع و دليل آنها و برخى از مطالب ديگر در متن درس ذكر شده است . دور ، توقّف وجود دو شىء هريك به ديگرى است و دور ، دو قسم است : مصرّح و مضمرد در هردو قسم باطل است زيرا مستلزم تقدّم شىء بر خودش بوجود مىباشد . توضيح معناى دور و اقسام آن و دليل بطلان آن در متن درس ذكر شده است . تسلسل عبارت از ترتّب شىءاى موجود بر شىء ديگر كه با شىء اوّل بالفعل باشد و شىء ديگر نيز مترتّب بر شىء سوّمى تا بىنهايت اين توقّف ادامه داشته باشد ، تسلسل ، باطل است اگر داراى شرايط زير باشد : 1 - براى اجزاء سلسله ، وجود بالفعل باشد .